نکات تربیتی پسربچه ها




از آنجا که پسرها شیطنت بیشتری دارند و کارهای خطرناک بیشتری هم نسبت به دخترها انجام می دهند، باید برخی موارد را در روند تربیت آنها بدانید تا در آینده، پسری موفق و با اعتمادبه‌نفس تحویل جامعه بدهید.

بگذارید پسر باشد
پسرها شیطنت بسیاری دارند. آنها وسایل خانه را خراب می کنند، کارهای خطرناک می کنند، جوک های بی مزه می گویند و … این فرصت ها را از آنها نگیرید. اجازه دهید بچگی کند. بگذارید دنیای اطراف خود را کشف کند و از آن لذت ببرد.

تواضع و فروتنی را به او بیاموزید.
هرگز پسر خود را خیلی مغرور و از خودراضی بار نیاورید. خیلی هم اعتمادبه‌نفس را از او نگیرید. سعی کنید با مطالعه و کمک گرفتن از مشاوران پسری تربیت کنید که در عین ادب و تواضع، شخصیت و غرور خود را نیز حفظ می کند.

هدایای او را دوست داشته باشید.
هر هدیه ای که پسرتان به شما می دهد را با همه وجود قبول کنید و عشق و خوشحالی خود را به او نشان دهید. این هدیه می تواند یک بیسکوئیت ساده یا کاردستی زیبایی باشد که خودش برای شما ساخته است. با این کار، خود را در دل او جا می کنید و همیشه دوستتان خواهد داشت.

به پدر او احترام بگذارید.
اگر با پدر پسرتان در یک خانه زندگی می کنید، با عشق و احترام با او رفتار کنید. اگر به هر دلیلی از هم جدا شده اید، باز همچنان با احترام در مورد او صحبت کنید. وقتی پسرتان این محبت و احترام را از طرف شما می بینند، آن را می آموزند و در آینده روحیه و اخلاق بهتری خواهند داشت.

از همان سن پایین درست غذا خوردن را به او بیاموزید. باید آداب تشکر، شروع غذا بانام خدا, درخواست غذا و بلند شدن از سفره وشستن دستها قبل وبعد غذا را به او بیاموزید. این کار بسیار دشوار است زیرا پسرها سرسخت هستند، اما با تکرار و گذشت زمان می توانید از عهده این کار بر بیایید. این برای آینده فرزندتان بسیار مهم است.

او را با زنان قوی احاطه کنید
پسر خود را با حضور زنان قوی و باهوش همچون مادربزرگ، عمه، خاله، و حتی معلم ها احاطه کنید. وقتی پسرتان در طول رشد خود شاهد این باشد که زنان می توانند کارها بزرگی در زندگی انجام دهند و مهارت ها و استعدادهای بیشماری دارند، به تدریج در ناخودآگاه خود برای زنان ارزش و احترام بسیاری قایل خواهد شد و زن را موجودی ضعیف نخواهد دانست.

رفتار با زنان را به او بیاموزید
احترام به زنان و نحوه برخورد صحیح و درک درست از نیازهای زن داشتن را از سن پایین و به طور مرتب و پیگیر به پسر خود بیاموزید تا هنگام بزرگسالی بهترین رفتار را با همسر یا نامزد خود داشته باشد

اجازه دهید گریه کند
چه کسی گفته است، مرد گریه نمی کند؟ به پسر خود اجازه دهید هر زمان احساس ناراحتی یا غمگینی داشت به راحتی گریه کند و از این کار خجالت نکشد. پسرها هم انسان هستند و باید بغض خود را اشک کنند.

کارهای خانه را به او بیاموزید
پسرها هم باید مراقبت از خود را بیاموزند. باید بدانند وقتی در خانه تنها هستند، چطور از عهده کارهایشان بر بیایند. باید به او تمیز کردن خانه، پختن غذا و انجام کارهای شخصی و بهداشتی را بیاموزید.

به او اجازه دهید شما را شیفته خود کند
پسرها برخی از کارها همچون شانه کردن موهای مادر خود را دوست دارند. شاید پسر کوچک شما خیلی سفت موهایتان را شانه کند و سرتان درد بگیرد یا موهای زیادی لای شانه باقی بماند اما به او اجازه دهید به این ترتیب عشق زیاد خود را به شما نشان دهد و ما را شیفته خود کند.

غذای خوب به او بدهید
پسرها رشد سریعی دارند و باید تغذیه درستی داشته باشند تا بدن
 سالم و قوی پیدا کنند. تا حد امکان برای پسر خود غذاها مقوی و سرشار از ویتامین و پروتئین تهیه کنید.(البته این برای فرزندان دختر هم صدق میکند)

از او تعریف کنید.
با تعریف کردن از شخصیت پسرتان به او اعتمادبه‌نفس بدهید. البته این تعریف ها نباید بیهوده باشند. هر زمان شجاعت، از خود گذشتگی، مهربانی، ادب، صداقت یا سخت‌کوشی از او می بینید، حتما از او تعریف کنید تا این صفات را بیش از پیش در خود تقویت و تکرار کند.

نقش پدر را در تربیت او پررنگ کنید



برای اینکه پسرتان با همه موقعیت ها و مسایل مردانه آشنا بشود، بخشی از بار تربیت او را به پدرش بسپارید. پدرها درس های مهمی می توانند به پسران خود بیاموزند.

با او صادق باشید
گاهی در زندگی مشکلاتی وجود دارد که نمی توان از دیگران مخفی کرد. پسر شما نیز از این قاعده مستثنی نیست. با فرزند خود صادق باشید و اگر مشکلی هست او را نیز در اندازه درکش در جریان بگذارید

از همه مهمتر از همان دوران طفولیت ,نقش خدارا به عنوان خالق,بهترین تکیه گاه,معبود,معشوق......برای پدران اینده ی این مرزبوم روشن نمایید

چگونه تمرینات ذهن آگاهی را آغاز کنیم؟


چگونه تمرینات ذهن آگاهی را آغاز کنیم؟
نویسنده/مترجم: کریستی ماتا/فاطمه پوران

ذهن آگاهی به منظورکمک به معلمان و دانش آموزان در مدارس و دانشگاه ها جهت بهبود توجه ، تعاملات با دیگران و درک کردن دیگران به کار می رود.
قضات و وکیل ها نیز برای گوش دادن به شواهد و کمترکردن حواس پرتی ها از ذهن آگاهی استفاده می کنند. در دیگر مشاغل تجاری، صنعتی و آموزشی دیگر نیز ، برای کاهش استرس شغلی ، بهتر شدن تمرکز، ارتباطات، خلاقیت و سازنده بودن ، آموزش ذهن آگاهی انجام می شود.
هم چنین ذهن آگاهی به طور گسترده در درمان اختلالات روانی مثل افسردگی، اضطراب و وسواس و اختلالات جسمی مثل دیابت، بی قراری و کم خوابی و بهبود علائم استرس کاربرد دارد.
اگر شما تازه با ذهن آگاهی آشنا شده اید با خواندن این جملات اندکی درباره فواید آن آموخته اید. حالا زمان آن رسیده که تصمیم بگیرید آن را امتحان کنید.

بسیاری از افراد چنین تعریفی از ذهن آگاهی شنیده اند:

توجه کردن در لحظه حال، روی هدف ، و بدون قضاوت کردن.

قبل از معرفی گام های تمرین ذهن آگاهی لازم است به این نکته اشاره کنیم که بهتر است ذهن آگاهی را تحت نظر یک مربی آغاز کنید. در کلاس های یوگا و مدیتیشن در لابلای تمریناتشان به تمرینات ذهن آگاهی نیز می پردازند.

در ادامه به معرفی یک نمونه تمرین ذهن آگاهی می پردازیم:

• تهیه مقدمات:
زمانی را انتخاب کنید که می توانید 10 دقیقه به خودتان بپردازید و فضای ساکتی را پیدا کنید که بتوانید به راحتی در آن بنشینید. خواه در محل کار باشید خواه در خانه، فضا را از هر شیء یا وسیله ای که حواستان را پرت می کند، پاکسازی کنید. تلفن ها و موبایلتان را خاموش کنید و هر صدای مزاحم را قطع کنید. گذاشتن یک تایمر برای متمرکز ماندن به شما کمک خواهد کرد، به شرطی که از میزان گذشت زمان دچار استرس نشوید.

• تصدیق افکار و احساسات:
هر فکر یا قضاوتی را که در مورد آغاز تمرین ذهن آگاهی یا دیگر موضوعات دارید ، تصدیق کنید به این معنی که افکار و احساساتتان را مانند جریان رودخانه بدانید و به آنها نگاه کنید و آنها را بپذیرید. ممکن است در آغاز کار راحت نباشید یا هیجان داشته باشید. ذهن ما به طور پیوسته در حال تفکر است. شاید برای شما دشوار باشد که بخواهید روی یک چیز تمرکز کنید. نگران نباشید. همه افراد در آغاز تمرین این هجوم افکار را حس می کنند اما به مرور زمان و با تمریت بیشتر توانایی بیشتری برای تمرکز به دست می آورند.

• تمرکز بر تنفس:
پس از نشستن و آرام گرفتن ، می توانید چشم ها را ببندید یا بر روی نقطه ای در روبروی خود خیره شوید. چند نفس عمیق بکشیو و توجه خود را به نفس هایتان بدهید. همان طور که نفس می کشید به صدای بینی و نفس هایتان دقت کنید. به نفس کشیدن ادامه دهید و جریان دم خود را دنبال کنید که از بینی وارد شش های شما می شود و حجم آنها را بیشتر می کند. سپس به بازدم خود توجه کنید و اینکه چگونه با بازدم شش ها و ریه های شما حجم کمتری پیدا می کند.

• ادامه تمرکز:
جریان تنفستان را به مدت 10 دقیقه ادامه دهید. در دقایق اولیه تمرین و به طور کلی در دفعات نخست ممکن است دریابید که بسیاری از زمانتان را به جای تمرکز بر تنفس، به فکر ها و اندیشه های دیگر پرداختید. تمرین ذهن آگاهی در واقع آغازی است برای توجه به این حواس پرتی های درونی و انحراف ها و پرش های ذهنی و پس از آن، بازگرداندن توجه به همان جایی که در آغاز بوده است (مثلا جریان تنفس). نگران نباشید این بخشی از تمرین است.

نکاتی که بهتر است به آنها توجه کنید:

• بهتر است که این تمرین را هر روز و در یک فضا و زمان خاص انجام دهید و پس از چند بار تمرین زمان آن را به 20 دقیقه افزایش دهید.

• اگر در دفعات نخست مشاهده کردید که تمرکز برایتان دشوار است، دلسرد نشوید. مانند هر مهارت دیگری، ذهن آگاهی نیز با تمرین و تکرار بیشتر برایتان آسان تر می شود و باعث می شود که شما در موقعیت های مختلف زندگی شخصی و شغلی، تمرکز و توجه و ذهن آرام و منظم تری داشته باشید.

• نکته مهم این است که در جریان تمرین سعی نکنید با افکاری که حواستان را پرت می کند مبارزه کنید زیرا این کار باعث اغتشاش بیشتر ذهن و افزایش اضطرابتان می شود. تنها کاری که در برابر این افکار می کنید این باشد که آنها را تماشا کنید و بدون قضاوت کردن، آنها را تصدیق کنید.

درسی اخلاقی از سهراب سپهری


درسی اخلاقی از سهراب سپهری

سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند،
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...

دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”

بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...

گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم،
 عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...

خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….

چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
«سهراب سپهرى »

قابل تامل‼

در ژاپن

یک:
دانش آموزان همراه با مدرسین هر روز به مدت ربع ساعت به نظافت مدرسه می پردازند و این کار باعث تربیت نسلی متواضع و حریص بر نظافت می گردد

دو:
هر شهروند ژاپنی که سگ داشته باشد، همیشه کیف و کیسه های خاصی برای برداشتن فضولات آن به همراه دارد
حرصشان بر نظافت، سرلوحه ی اخلاق خود قرار داده اند

سوم
کارگر نظافت و رفتگر را
"مهندس بهداشت"می نامند و ماهانه پنج الی هشت هزار دلار آمریکایی می گیرد و برای ورود به این پیشه باید امتحانات کتبی و شفاهی داد

چهارم
ژاپن هیچ منبع طبیعی ندارد و سالانه در معرض صدها زلزله قرار می گیرد اما این مسائل باعث نشده که این کشور را از این که دومین کشور اقتصادی در جهان باشد، باز دارد.

پنج
هیروشیما فقط طی ده سال توانست، از لحاظ اقتصادی به همان هیروشیمای قبل از سقوط بمب هسته ای بازگردد

شش:
استفاده از تلفن همراه در قطار، رستوران و تمام اماکن بسته ممنوع است و در موبایل هایشان به جای کلمه ی" بی صدا" از کلمه ی "اخلاق" استفاده شده است

هفت
یکی از مواد درسی اول تا ششم ابتدایی(گامی به سوی اخلاق) است که در آن اخلاق و شیوه تعامل با دیگران را آموزش می دهد

هشتم
با این که ژاپن از ثروتمندترین کشورهای دنیاست، اما پیشکار و خدامه نمی گیرند و این پدر ومادر است که مسئول فرزند و خانواده به شمار می آیند.

نهم
از اول ابتدایی تا سوم دبیرستان چیزی به نام "مردودی" ندارند! چون هدف
تربیت، نهادینه کردن مفاهیم و ساختن شخصیت است نه فقط تعلیم و تلقین

دهم
در رستوران هر کسی به اندازه نیاز خود غذا برمی دارد و آخر کار در بشقاب شان چیزی نمی ماند...اسراف وجود ندارد

یازدهم
میانگین تاخیر قطار در سال هفت ثانیه است
مردمانی هستند که ارزش وقت را می دانند و با دقتی پایان ناپذیر بر ثانیه و دقیقه ها حریص هستند.

دوازده
دانش آموزان در مدارس مسواک خود را برداشته و بعد از صرف غذا دندان خود را تمیز می کنند و از همان کودکی مراقب سلامتی خود هستند.

سیزده
مدیر مدرسه نیم ساعت قبل از تقسیم شدن غذا از غذای دانش آموزان می خورد تا از سلامتی آن مطمئن شود و اگر از او بپرسی که چرا
می گوید
این دانش آموزان، آینده ی ژاپن هستند.

اما چرا نباید از فرزندانمان دانشمند بسازیم.

اما چرا نباید از فرزندانمان دانشمند بسازیم.

١. یک سال اول زندگی کودک تنها بر پایه حس میباشد. بین یک تا شش سال زندگی کودک بر پایه احساس و تخیل میباشد. نیاز کودک در شش سال اول پرورش تخیل و احساسات کودک یا همان هوش هیجا...نیست و کودک تنها و تنها از طریق بازی رشد سالم روانی خواهد داشت.
٢. عقل که پایه آموزش های علمیست از حدود شش سالگی کم کم به وجود می آید، کودک تخیل را کم کم رها میکند و به سمت علم خواهد رفت. قبل از شش سالگی چون مغز رشد کافی برای فهم مفاهیم علمی ندارد آسیب به احساسات کودک که نیاز به رشد دارند خواهد زد.
٣. اگر فرزند دو یا سه ساله شما تمایل به خواندن و نوشتن دارد بزرگترین دلیل، دیدن خوشحالی والدین است که حکم تشویق برای کودک دارد. همانگونه که ما تمام سعی خود را میکنیم فرزندانمان را از بیشتر جنبه های دیگر زندگی مانند رابطه جنسی دور نگه داریم چون واقف به آسیب هستیم چرا آنها با دانشمند ساختن به دنیای بزرگسالان پرت مکنیم!
٤. بازی کردن به کودک قوانین طبیعت و کشف دنیا و توانایی های خود را میآموزد که هیچ علمی انرا به کودکان نخواهد اموخت.
٥. کودکانی که وقت خود را به جای احساس و تخیل صرف آموزش علمی میکنند تبدیل به موجودات خارق العاده یی میشوند که سر بزرگ اما دستان کوچک دارند. کودکی که به جای بازی پشت میز کلاس زبان نشسته و به جای اینکه با مداد نقاشی بکشد الفبا را آموخته رشد سالم روانی که بین یک تا شش سال اول باید اتفاق بیافتد از دست خواهد داد.
٦. ریسک بزرگی وجود دارد به دلیل اضطرابی که آموزش زودرس به کودکان میدهد باعث شود اضطراب با درس خواندن گره بخورد و کودک برای همیشه با آموزش و درس به مشکل بخورد.
٧. رقابت زیر شش سال باعث ایجاد حسادت و اضطراب در کودکان خواهد شد. رشته های انفرادی مثل ژیمیناستیک و باله به کودکی که باید در رابطه همکاری و بازی با دیگران رشد کند ویژگی های کودکان خودشیفته و کمال پرستی را خواهد آموخت.
٨. احساسات خود را فرافکنی نکنیم. اینکه کودکم خوشحال است پشت میز بنشیند به جای آنکه بازی کند. یا مورد آموزش اکادمیک قرار بگیرد وقتی میتواند از خلاقیتش استفاده کند تنها احساسات شخصی ماست که به بچه ها تعمیم میدهیم.
٩. کودکان همین چند سال را برای بازی و شادی وقت دارند. این تصور شما به عنوان یک بزرگسال است که کلاسهای مختلف کودکتان را از خوشحالی کودکی دور نمیکند، زمانی متوجه میشوید که هیچ راهی برای پس دادن کودکی آنها نیست.
١٠. زندگی اکر برای شما رقابت و دویدن اما هرگز نرسیدن و ترس از عقب ماندن از بقیه است این وحشت را به کودکان تحمیل نکنید.
١١. کودکان را وسیله پز دادن نکنید. پز دادن با کودک از آنها موجود اتی خالی با ظاهری پف کرده خواهد ساخت که همان خودشیفتگیست.
١٢. از کودکی فرزندتان را تحت فشار برای رفتن به مدارس نمونه نکنید.
١٣. کودک شاد امروز انسان خوشبخت فرداست. کودک دانشمند امروز، انسان مضطرب فرداست که شانس پیشرفت در بسیاری از زمینه های احساسی رو از دست داده.
١٤. کودکی که خواندن و نوشتن بلد است و به کلاس اول میرود تنها بی حوصله گی و خستگی را از سال اول میاموزد.
١٥. خام تبلیغات صاحبان مهد کودک، یا کلاسهای آموزشی نشوید که میتوانند از فرزند شما نابغه بسازند و با آسیب به فرزندتان جیب آنها را پر پول نکنید.
١٦. شش سال اول زندگی کودک تحرک مهمترین دلیل رشد است، کودکان را به جای پارک پشت میز ننشانید.
١٧. هر نوع آموزشی با بازی و تحرک و شادی برای کودک بسیار عالیست. میتوانید هر آنچه که لازم میدانید را با بازی به فرزندتان بیاموزید.

دوازده پیام مدیریتی از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ؛

دوازده پیام مدیریتی از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ؛

۱- به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. «حکمت ۲۷۰»

۲- برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»

۳- از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»

۴- از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»

۵- اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»

۶- هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»

۷- پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»

۸- خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»

۹- پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»

۱۰- پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»

۱۱- مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»

۱۲- با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»

تفاوت ها آزمون هایی عملکردی با مداد کاغذی:


تفاوت ها آزمون هایی عملکردی با مداد کاغذی:

از نظر نحوه پاسخ دهی:
آزمون های مداد کاغذی دانش‌آموز پاسخ را انتخاب و یا تشریحی می‌نویسد
آزمون های عملکردی دانش‌آموز تکلیفی را انجام داده،نتایج را تحلیل و دانش تولید می‌کند.

از نظر محتوا و ابزار:
آزمون های مداد کاغذی حاوی سؤالاتی است که کتاب محور است
آزمون های عملکردی تکالیف مرتبط با موقعیت‌های زندگی را شامل می‌شود (مساله محوری).

از نظر سطح درگیری شناختی:
آزمون های مداد کاغذی دانش پایه و درک مطلب را بررسی می‌کند
آزمونهای عملکردی توانایی استفاده از دانش و مهارت را در موقعیت‌ها نشان می‌دهد

از نظر تهیه و اجرا:
آزمون های مداد کاغذی معلم محور است
آزمون های عملکردی دانش‌آموز و معلم محور است

از نظر اعتبار و عینیت نتایج :
آزمون های مداد کاغذی به راحتی قابل بررسی است
آزمون های عملکردی به روش های پیچیده نیاز دارد

از نظر مشاهده یادگیری:
آزمون های مداد کاغذی یادگیری آموخته ها و مهارت ها به صورت غیر مستقیم استنباط می شود
آزمون های عملکردی توانایی استفاده از دانش و مهارت ها به طور مستقیم و یا قاطعیت مشخص می شود.


تعریف آزمون های عملکردی:
در آزمون های عملکردی دانش آموزان بامسئله ای چالش برانگیز و معما گونه که مشابه موقعیت های واقعی زندگی است روبرو می شود.او برای رفع چالش و حل موضوع از دانش و مهارت های خود استفاده می نماید.
در مجموع می توان اینگونه آزمون های عملکردی را تعریف کرد:
روش سنجشی است که در آن یادگیرنده با انجام تکالیف واقعی یا مشابه با زندگی واقعی ، توانایی خود را در استفاده از دانش و مهارت های آموخته شده برای استدلال ، حل مساله ، تولید محصول و یا اجرای یک مهارت ویژه نشان داده ، سپس معلم با مشاهده ی عملکرد ، کیفیت آن را توصیف و مورد قضاوت قرار می دهد .


آزمون های عملکری باید حتما کتبی باشند ولی مشاهده عملکرد نشان دهنده این است که دانش اموز در انجام ان عمل خاص مهارتی را کسب کرده است.ابزار مناسب برای سنجش مهارت، ابزارهای سنجش مشاهده ای(چک لیست ها و مقیاس های درجه بندی و ...)میباشند.

من معلم هستم

من معلم هستم
هرشب ازآینه ها میپرسم:
به کدامین شیوه ؟
وسعت یادخدارا
بکشانم به کلاس؟
بچه هاراببرم تالب دریاچه ی عشق؟
غرق دریای تفکر بکنم؟
باتبسم یااخم؟
من معلم هستم
نیمکتهانفس گرم قدمهای مرامیفهمند
بالهای قلم وتخته سیاه
رمزپروازمرامیدانند
سیب هادست مرا میخوانند
من معلم هستم
دردفهمیدن وفهماندن ومفهوم شدن
همگی مال منست

هنوز!

هنوز!
درهمین نزدیکی ما!
مردى گوسفند می کشد و خونش را به ماشین چند صد میلیونى اش میمالد !
پسری پشت ماشینش می نویسد : بیمه قمر بنی هاشم; یا می نویسد یا جد فلانی اما مثل یابو میراند!
هنوز برای ازدواج استخاره می کنند نه تحقیق!
هنوز توی چاه پول می ریزند و نامه عربی پست می کنند!
هنوز مردم چشم دیدن بوسه عشق را ندارند درحالیکه برای دیدن صحنه اعدام باشوق حاضر می شوند!
هنوز قبل از پدر شدن حتی یک کتاب تربیت کودک پارسی نمی خوانند اما هرشب در مسجد کلمات عربی که معنی آنها را نمیداند در قالب دعا بارها تکرار میکند!
درحالیکه تنها نان آور همسایه، بعلت بیماری و بی پولی درحال مرگ است ، فرسنگها مسیر را جهت زیارت خدایی میروند که خودش گفته از رگ گردنتان به شما نزدیکترم…
هنوز بر آزادگی حسین اشک میریزند اما حاضر نیستند یکروز آزاده زندگی کنند
زبانشان پر است از جملات زیبا اما عملشان سرشار از زشتی و ناپاکی است!
آری این است بلای تعصب کور کورانه جاهلی! بلای خانمانسوز ایران
بیاد دیالوگی ماندگار از سریال امام‌علی(ع) افتادم
معاویه:
قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمروعاص:
آری، جهل مردم!

چگونه رختخواب و اتاق فرزندم را جدا کنم:

چگونه رختخواب و اتاق فرزندم را جدا کنم:


بهترین سن برای جدایی اتاق کودک، ٥ ماهکیست یعنی بعد از تبدیل شیر نیمه شب به یک وعده و قبل از شروع اضطراب جداییست. خواب کودک معمولا در چهار ماهگی تنظیم شد ست و کودک تمام شب در تخت خود قادر به خوابیدن است.

اگر کودکان به هر دلیلی تا بعد از یکسالگی در رختخواب شما مانده، حتما باید برای جدایی او اقدام کنید.

- مدتی را در اتاق او، کنار تخت او و بدون تماس پوستی تا صبح بخوابید. هرگز دست مو یا گوش خود را وقت خواب در اختیار کودک قرار ندهید. اگر کودک عادت به تماس پوستی با شما دارد، به بهانه خواندن کتاب، عروسک یا وسیله دیگری را جایگزین کنید.

- کوتاه نیایید. کودک ممکن است دست به هر مانوری بزند تا شما را راضی کند او می‌گوید: «تشنمه»، «دلم برات تنگ شده»، «می‌شه امشب پیشت بخوابم؟»، «من می‌ترسم»، «تو اتاقم صدا میاد»، «من مریضم»، «خوابم نمی‌بره»، «من تو اتاقم تنهام». اگر از تاریکی میترسد، چراغ خواب و چراغ راهرو را روشن بگذارید. اگر شبی ده بار به اتاقتان میاید، هر ده بار او را به تخت خودش باز گردانید. اگر واقعا می ترسد مدتی کنار تختش بدون تماس پوستی بخوابید.


- اتاق کودک را ساده بچینید، گاهی اتاق پر از عروسک و دکتور در شب جلوه وحشتناکی به اتاق می بخشد. مراقب سایه های روی دیوار و سقف اتاق کودک باشید.


- از جدول ستاره یا برچسب یا جایزه برای تشویق استقاده کنید. هر روزی که در تخت خودش بیدار شد یک جایزه دریافت کند.


- هیچ گاه از اتاق خواب و تخت خواب کودک برای تنبیه استفاده نکنید. از کودک نخواهید برای تنبیه به اتاقش رفته روی تختش بنشیند و به کار بدش فکر کند.

- هرگز تحت هیچ شرایطی حتی بیماری او را به تخت خود بازنگردانید. در صورت لزوم شب را کنار تختش بخوابید.


- عادت‌های خواب جالب بسازید. مثلا ممکن است خواندن یک کتاب مورد علاقه در محل خاصی از اتاق خواب برای کودکتان بسیار جالب باشد یا دوش گرفتن، گوش کردن به یک موزیک و خوردن یک خوراکی موردعلاقه و سپس مسواک زدن به همراه آواز خواندن، دعا کردن، حرف زدن درباره اتفاقات روزانه و آداب بوسیدن و به آغوش گرفتن همگی می‌توانند بخشی از عادات خواب کودک شما باشند.

ـ جذابیت و آرامش فراهم کنید

 یک عروسک خرسی «مامان» یا «بابا» تهیه کنید و به او بگویید آنها مراقبش هستند.

پتو و ملحفه‌های زیبا تهیه کنید. اجازه بدهید کودک خودش پتویش را انتخاب کند.

برای شروع یک هدیه در نظر بگیرید. مثلا برایش یک مسواک جدید بخرید. اگر او توانست یک شب را تنها در اتاقش بخوابد صبح روز بعد یک جایزه کوچک به او بدهید.

یک مهمانی خواب برگزار کنید. به اتاق خواب کودک بروید و در اتاقش قبل از خواب همگی یک خوراکی خوشمزه بخورید یا باهم آواز بخوانید. اجازه بدهید تا کودک در شب با اتاقش آشنا شود.

حتما قبل از خواب کودک را کمی به آغوش بگیرید و با جملات مثبت و تأکیدی آرامش کنید. ترس‌ها را از کودک دور کنید و یادآوری کنید که پدر و مادرش مراقب و محافظ او هستند و شب‌ها به اندازه روزها خوب و آرامش بخش هستند


 مضرات ماندن کودک در رختخواب پدر و مادر:

- ایجاد وابستگی شدید در کودک

- احتمال ایجاد اضطراب به خاطر وابستگی شدید

- بعد از سن ٣ سالگی، همانند سازی با والد از جنس مخالف و ایجاد اختلالات شخصیت در بزرگسالی

 دوستانی که تصور دارند تا سالها در رختخواب پدر و مادر مانده اند و اسیبی ندیدند حتما با کمک یک روانشناس تمام اسیبها را شناساسی خواهند کرد. همان طور که ما در مورد سلامتی قلبمان نظر کارشناسانه نمیدهیم، اسیب روانی هم زخم روی دست نیست که قابل رویت باشد و نیاز به تشخیص متخصص می باشد. دانلود کتاب صوتی فارسی نظریه‌های روان‌درمانی و مشاوره

 


نویسنده:ریچارد شارف.

بازی با جعبه

بازی با جعبه


وسایل بازی یک جعبه ی بیسکویت یا کفش است که در دو طرف، سوراخی به قطری که دست کودک بتواند از آن عبور کند دارد. سوراخ ها با یک تکه کاغذ نرم یا پارچه، به طوری که بشود آن را عقب زد بدون آنکه داخل آن دیده شود پوشانده می شوند. روی جعبه را برای خوشایند کودک با  طرح های زیبا نقاشی و تزیین می کنیم.


چند  اسباب بازی یا چیزهای کوچکی که کودک آن ها را می شناسد، داخل جعبه  می گذاریم. (این چیزها به فراخور سن کودک می توانند ساده یا پیچیده باشند). مادر، جعبه را جلوی کودک خود می گیرد و از او می خواهد دستش را داخل جعبه کند با لمس چیز هایی که در آن هست، تشخیص دهد آن چیست و از چه جنسی است. پس از این که کودک شئ را تشخیص داد، مادر آن را از جعبه خارج می کند تا معلوم شود آیا او درست تشخیص داده است یا نه.