نمیدونم عموی من چطور میتونه تحمل کنه


آخ این دم عید چقدر سر خودمو شلوغ کردم ............

از بیکاری و تنهایی متنفرم

میخواستم اصلا فرصت نکنم که به کارهای عیدم برسم

این روزها مدام سهیل میاد توی نظرم و قیافه اش رو تجسم میکنم و اون قد و قامتی که زیر خاک رفت

دوستانش رو میبینم نفسم بالا نمیاد

با خودم میگم خدا حفظتون کنه ولی کاش نمیدیدمتون

نمیدونم عموی من چطور میتونه تحمل کنه



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد