این چند روز که حسابی درگیر کارهای دهه فجر بودیم احساس میکردم شاگردانم پخته تر و مرد تر شده اند با حساسیت تمام حرف های منو گوش میکردند و اجرا 

تمام مدرسه را که چند وقت بود درگیر کار بنایی  و بهم ریخته بود مرتب و نظافت کردند و کلاس ها را تزیین و زیبا 

 از دیدن احساس مسئولیت و مفید بودنشان حسابی لذت بردم 

امروز وقتی کارها قبل از ساعت 9.5 تمام شد یک جشن کوچک و بازسازی از تاریخ 37 سال پیش شروع شد زمانی که خودم هم نبودم

اما حافظه و ذهن ما پر از آن تاریخ بزرگ است 

به شاگردانم نگاه میکردم و به حافظه ماندگار آنها ....

 حافظه و خاطره شاگردانم در آینده از امروز چه تصویری خواهد داشت

از 37 سال پیش چه ذهنیتی خواهند داشت 

معلمی چقدر سخت است....

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد